|
welcome |
|
پست خصوصی
سلام زهرا جونم
خوبی؟؟؟چه خبرا؟؟؟ مرسی قربونت برم الهی سفیدبخت شی مادر... فقط یه خورده ویرایش می خواد به نظر امشب در آرزو هایم برایت آرزو می کنم که آرزوی کسی باشی که آرزویش را داری...
نوشته شده در سه شنبه چهارم بهمن 1390ساعت 6:4 PM توسط یه عاشق دلخسته |
شعر طنز به سبک ریاضی(کلافه شدم)
باز هم خواب ریاضی دیده ام پ-ن:امروزدوتا از بکس کلاسمون به خاطر تک گرفتن از دین و زندگی اخراج خواهند شد.. پ-ن۲:وب کلاسیمون در دست ساخته!!!!! پ-ن۳:امروز به معنی واقعی احساس خنگی کردم.(ازفیزیک هیچی نفهمیدم)
نوشته شده در جمعه سیزدهم آبان 1390ساعت 8:5 PM توسط یه عاشق دلخسته |
طرز تهیه مدرسه غیر انتفاعی!!!!(به خصوص از نوع امام رضا«مدرسه خودم»)
1ـ یک خانه قدیمی و کلنگی که در ابعاد ۶۰ متری باشد و هر لحظه احتمال تخریب وجود داشته باشد تهیه کنید . بهتر است مربوط به دوران ساسانی باشد.
این پستو اماده کرده بودم که وقتی مدرسمو عوض کردم(اخراج ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟نه اصلا!!!!!!!!!!!!!!!) بزارم اما انگاری ما اینجا موندگار شدیم اما خدا عاقبتمونو به خیر کنه... راستی واقعا شرمنده که خیلی دیر ج کامنتتونو می دم واقعا حس نتو ندارم... و به قول بعضیا(اون بعضیا خودش می دونه) بای تا های...
نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم تیر 1390ساعت 7:16 PM توسط یه عاشق دلخسته |
گاف9 101.محدثه- ر:من تُرِشی می خوام.(الهی!!!!) 102.شقایق- ر:چرا به زمان بیشتری از آنچه مساوی کردید، نیاز دارید؟(مساوی یا شاید هم محاسبه) 103. .زهرا- ژ: اول خط عمودمون رو نصب می کنیم.( ما اصولا خط عمودو رسم می کنیم اما...) 104. یکی از بکس 102:فرکانس امواج دریایی از همه کمتره.(ما می گیم رادیویی) 105. عطیه- ز: تمرین الرابر رو حل کردم.(بی خیالش زیاد جدی نگیر) 106.شقایق- ر:تو حقلش آورده پامو(یا تو حلقم آورده پاشو) 107. شقایق- ر:لامصب موهاشو فَشَن کرده بود.(همون فشِنِ خَفَن) 108.عطیه- ز:اینکه زنای عربی حق ماشین سواری ندارن،یه قانونه؟؟؟؟؟(خب گلم اگه حق ندارن لابد قانونه دیگه راستی اون رانندگی کردنه که حق ندارن نه ماشین سوار شدن....) 109.مهلا- د:به اونایی که تو ماه و مهر پیشرفت تحصیلی داشتن امروز کارنامه میدن.(ماه و مهر یا شاید هم مهر و آبان) 110.عطیه- ز: تو کتاب فارسی چینی ها نوشته من باید تلاش کنم.(منظور همون کتاب چینی چینیایه) 111.سوده- ز:شیطونه میگه تو دهنش بُکُنَم.(حالا در اون حدم که نه..............میشه گفت تو دهنش بزنم یا تو دهنش...) 112.؟؟؟: اِسپِل نزن!!!!!!!!!!!!!!!(میشه گفت نکن) 113.مریم- ص:چشام آلبالو گیلاس می بینه. 114. ملیحه- ر: تو اِنکِلوپِدیا سِرچ کن.(Encyclopedia مگه نیست؟؟؟) 115.ملیحه- ر: من می دونم واسه شروع کردن لپ تاپ از این کلمه استفاده می کنن.(نمیشه گفت لپ تاپ بهتره بگی چَت) 116. محدثه- ر:نتدباد خودشونو به دست حوادث میدن.(یا شایدم سرنوشت خودشونو به دست تندباد حوادث میدن) 117. یگانه- د: اینجوری نگو روحیه اش میاد پایین.(ما می گیم اعتماد به نفس) 118.ملیحه- ر:دخترای نیم و نیم قد...(یا شایدم قد و نیم قد) 119.شقایق- ر:رنگ امسال نفت آبیه.(نفت آبی یا آبی نفتی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟) 120.ستایش- ر:آخه من که بلند نکردم.(حالا کوتاه یا بلند بالاخره کردی دیگه!!!!شوخی بود منظورش اینکه من که بلند اِسپیک نکردم) 121.شقایق- ر: منظورش قُلُق قُلُق کتریه.(کتری ها تو شهر ما قُل قُل میکنن،؛تو شهر شما چی؟؟؟؟) 122.سوده- ز:نکن دیگه...همه ی گچا رفت تو گولوم.(چی بگم والا؟؟؟) 123.فائزه- ر:اگه مامانم کارناممو ببینه،جنازمو انداخته!!!!!!! 124.فائزه- ر:یا برو، یا بیا برو.(تهدید می کنی؟؟؟؟؟) 125.ستایش- ر:عدد مَنج رو می نویسیم.(می تونیم عدد پنج رو بنویسیم)
نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم فروردین 1390ساعت 8:41 PM توسط یه عاشق دلخسته |
مصاحبه با من(آخرین پست) مصاحبه کننده : شما صبح ها معمولا چه کاری انجام می دهید ؟
می دونم خیلی دِپ شدین که من پست آخر گذاشتم اما منظورم آخرین پست سال 89. حالم خیلی گرفته،امسال اصن خوب نبود واسم سالی که با اون ماجرا شروع شد وبا این ماجرا تموم. می گن سال ببر نحسه،امیدوارم واسه همتون به نحسی مال من نبوده باشه سال خوبی رو واسه خودم،خونوادم،دوستام(حقیقی ومجازی نداره که همه دوستیم باهمو همدیگرو دوست داریم) و مخصوصا عشقم آرزو دارم وامیدوارم بهترین اتفاقات واسمون بیفته... به امید اینکه هیچوقت هیچ کس دلگیر نباشه خدا نگه دار همگی...
نوشته شده در جمعه بیست و هفتم اسفند 1389ساعت 5:40 PM توسط یه عاشق دلخسته |
های و بای سلام به دوست جون جونای خودم خوبین؟؟؟؟خوشین؟؟؟؟سر حالین؟؟؟؟؟ اومدم یه چیزی بگم و برم: این اژدهاهای سر هستن که همتون ده دوازده موردشو دارین تو مدرستون (به عبارتی همون مدیر و معاون و دبیر) از همین فردا تا قبل از امتحانات خرداد واسمون آزمون و سنجش و کوفت و زهر مار گذاشتن خفن، این که خوبه آماده میشیم واسه خرداد اما مشکل اینکه این ترم بد جور زدم به در گشادیو باید همه رو یه شبه بخونم. ممکنه یه چند وقت نباشم و مطمئنم دلم واستون پاره پوره میشه اما چاره ای نیس دیگه پس ما رفتیم راستی آدرس وبلاگ دوست جونمو واستون می زارم حتما برین خیلی باحاله، البته وبش نه زیاد خودش. www.deathangle.blogfa.com
نوشته شده در جمعه سیزدهم اسفند 1389ساعت 3:51 PM توسط یه عاشق دلخسته |
گاف8 دبیر عربی(عاشقشمــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم): * «من» مگه تو فارسی عربی نیست؟؟؟(می تونه بگه من مگه تو فارسی ضمیر نیست؟؟) * می خوام نمره هاتونو وارد اینترنت کنم.(نه بابا) * یک بچه کلاس پنج ساله هم اینو می فهمه. * این کلمه قبل از فعل قرار می افته. * بچه ها، اینو مجرور به حرف جر فکرنکنین. * روباه آدم حیله گری است.(دروغ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟)
دبیر بینش: * ما کجا الآن این امنیت رو نداریم؟؟ * دم و دکون راه انداختن.( یکیشو انتخاب کن: دم و دستگاه یا دکون دستگاه) * اگه می ترسیدیم،هیچ کس ما نمیتونستیم راه بریم. * این ترم می خواهیم هرجلسه 15 دقیقه امام زمانو شناسایی کنیم. * قبر امام حسن در سامرا دفن هستش.(خودش یا قبرش؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟) * بعضیا در صف نمازهای بعدی ایستادند. * روز والانتاین مبارک. * به دیدَنِش میَم.(شایدم میام) * حالا تا دوبار کردیم، بزار بار سوم هم بکنیم.(خواهش رو) * تو باید دوستت رو به همون شکل داخل زیرِ خاک کنی. * درهای حضرت علی برای ایشون باز می شدن.(نگو!!!!!!!!!!!) * امام الآن زمان شما... * امروز تو کردی، فردا خودش میره می کنه.(آرایش) * اگه می کرد غیبت بود...(عجب کار بدی!!!!!!!!) * اون خودش شکنجه گر بود. * هر روز باد از هر طرف وزید. * اگه خودمون عقلانی باشیم، می تونیم قبول کنیم. * ما تا حالا کردیم اصن؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟(توبه) * مجلس پسرشون رو می خواستن داماد بکنن ایشون.(خودشو یا مجلسشو؟؟؟)
دبیر زبان کانون: * ثانیه بخون.(اسم حیوونک حانیه است) * این قسمتو کسی اگه نخونه، حتما کارش اشتباه کرده.
دبیر زیست : * هرکس تا آخر امروز دفترشو تحویل نفرسته نمره نمی گیره. * زَردِش تخم مرغ کلسترول داره.
دبیر شیمی(خدای سوتی): * گازهایی که از آلوده های کارخونه ها هستن. * از سوزی که از اگزوز ماشینها خارج میشه تولید شده. * به کربن مونواکسید می گن قاتل خاموش. * از معدن مس،آلومینیوم استخراج می کنیم.(آخه مگه میشه؟؟؟؟؟؟) * چون میوه ی ویتامین ها روی پوستشونه،پس ما باید زمینو با پوستش بخوریم.(جونممممممممممممممممممممممممم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟) * از یخ خشک بخار خارج میده. * می تونیم این مواد رو به مواد قابل مفید تبدیل کنیم.
دبیر فیزیک: * امروز آخرین جلسه رفع حله. * پرسشهایی که براتون می کنیم رو جواب بدین(حالا شما بکنین ما یه چیزی میدیم) * من اینو چجوری به شما متوجه کنم؟ * سلیع بنویسین دیگه.(باشــــــــــــــــــــــه) * این آب می خواد جوش بشه. * چرا لقمه رو دور می زنید؟(ما لقمه رو دور می زنیم یا لقمه مارو؟) * این سوال از نظر شگلی ایراد داره. * بازی تو دست خودته.(می تونست بگه باز بودن این زاویه دلخواهه) * ما ترم پیش، این موقع سال این بخشو تموم کرده بودیم.(یا شایدم ما پارسال،این موقع ترم این بخشو تموم کرده بودیم) * نقطه ای که این دوتا همدیگرو برخورد کردن میشهA . * تا جایی که پیش بریم، پیش میریم.(یا تا جایی که بتونیم...) * پرتوهای خورشیدی که می تابن،کجا جواب میدن؟؟؟؟(مگه پرتو های خورشیدی هم جواب میدن؟؟؟) * هَر کُدُمِش رو بنویسین درسته.
دبیر مطالعات اجتماعی: * ملت تو بانگا سرمایه گذاری می کنن.(بانک که شنیدی، این همونه) * اول انسان به وجود اومد،بعد خانواده و بعد دوباره انسان!!!!!!!!!!!!! * اگه با هزار نفر تو گناه بندازی...(کار زشتیه؟؟؟؟؟) * غرور طرف میره پایین. * مردم قدیما تلاش می کردن،بچه می آوردن.(مگه الآن تلاش نمی کنن؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟) * چه تلق تلوقی میاد.(میشه گفت صدا میاد یه جورایی) * اگه یه نفر یه BBC رو باز کنه...(همش یکی؟؟؟؟؟؟) * بوی چهره ی خیلی زشتی داشت. * امام خُمَینی مرد خوبی بود.
دبیر ادبیات (لالایینگ تایم): * چند تا صخره سنگ هست؟(تخته سنگ یا به عبارتی همون صخره)
دبیر ریاضی (سوتی های دوره قبلش پاک شده شرمندتون): * من باید استراحت کنم تا حال بَدَنیم خوب شه.
دبیر زبان انگلیسی: * دارم نصیحتانه بهتون می گم.(خوب باشه) * بیشتر از دو نفر سر و صدا می کردند که کلاس من به همهمه تبدیل شده.(حالا که شده) * مَنفومِش اینکه....(میشه گفت مفهومش) * چرا گذاشتش تو هاشور.(عجیبا غریبا)
دبیر کامپیوتر: * Alt رو پایین فشار می دیم. * ممکنه یه بار یا دوبار بکنید.(راست کلیک)
دبیر برنامه ریزی(محبوب همه دوستان): * ببخشید وسط شما می گم.(خواهش می کنم اما قول بده دیگه نگی) * مثه ایناییی که توی بیرون زدن.
نوشته شده در چهارشنبه چهارم اسفند 1389ساعت 4:22 PM توسط یه عاشق دلخسته |
happy valentine's day ای نگاهت نخی از مخمل و از ابریشم
اگر عشق نبود، به کدامین بهانه می گریستیم و می خندیدیم و کدام لحظه نایاب را اندیشه می کردیم! و چگونه روزهای تلخ را تاب می آوردیم؟ آری! بی گمان پیش از اینها مرده بودیم اگر عشق نبود. مفید و مختصر میگم دوستای گلم ولنتاینتون هَپی.(به قول دبیر بینشمون والانتاینتون مبارک)
نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم بهمن 1389ساعت 4:38 PM توسط یه عاشق دلخسته |
گاف7 سلام به دوستان عزیزم: بعد از ایام سوگواری امتحانات این اولین پستی هست که واستون می زارم و می خوام ادامه بدم سوتی گیرینگو. اما از جایی که برادر اینجانب با منِ جنابعالی به هم زده ،زده ر- ی- د- ه تو سیستم و هرچی من رشته بودم پنبه کرده. پس با نهایت تاسف خدمت شما عرض می کنم که سوتی های دوره جدید رو براتون می زارم ببخشید که یُخده دیر شد.
76.شقایق- ر: کسایی که برای برد به من ورزش دادن.(می تونست بگه کسایی که برای ورزش به من برد دادن... نه نه ببخشید کسایی که برای برد ورزش به من مطلب دادن.) 77. ستایش- ر:I don’t book.(یعنی که ایشون امروز کتاب ندارن) 78.شقایق- ر:به من می پرسه؟؟؟(؟؟؟) 79.؟؟؟:اگه ایرادی از من داره؟؟؟(والا نمی دونم) 80.مهلا- د:اون صدایِ پشت تلفن گفت.(واااااااااااااااا) 81.ملیحه- ر: می خوام اسمم بره تو کتاب رکوردهای گِنیس.(فکر کنم گینِس باشه) 82.مهدیه- ر:این موضوع از این خیلی جدا تره.(؟؟؟) 83.فاطمه- ر: تشریشیارو جواب دادی؟(ما می گیم تشریحیا) 84.شقایق- ر:آقای علی باسط.(عبدالباسط بهتر نیست؟؟؟) 85.مهلا- د: از این فکر خارج بیا. 86.زهرا- ژیان: دهن زبونم گرفت. 87.مهلا- د:سگش زوزه می کشید.(تو شهر ما سگا پارس می کنن) 88. ستایش- ر:پیشکون نگیر.( نیشگون نگیری هم خوبه) 89.فاطمه- ر: می خوام این ماده رو توی آب حل بدم. 90. ستایش- ر: نتونستم خودمو تحمل کنم.(فکر کنم می خواست بگه نتونستم جلوی خودمو بگیرم یا اون جریانو تحمل کنم) 91. ستایش- ر: انصراف دهنده هان.(بله!!!!!!!!!!!!!!) 92.منصوره- ز:خانم گفت برین تو کارآگاه.(بزن بریم سریع) 93.ستایش- ر:خیلی با آب و لعاب تعریف کرد.(ما می گیم آب و تاب) 94.مهلا- د:پرده رو بکشید. نکنه می خواید نور حَرَم نشه.(یه چیزی بین حروم و هدر) 95. ستایش- ر:دختره ی ...ناخُن جِنده می گیره.(نه به این فجاعت اما مشهدیاش فهمیدن منظور این دوست عزیز چی بوده) 96.مُنا(دوست جون شقایق جون که تو چند روز آینده ایشالا یکی از بازدیدکننده های این وبلاگ میشه):حسود هرکس نیاسود. 97. ستایش- ر:تحقیق هارو انجام بدین بعد تحویل بیارین برا خانوم.(چه جالب!) 98.عطیه- ز:چیز ته گرد کی داره؟(شرمندت از نوع ته گردش نداریم، مدل دیگه خواستی در خدمتیم) 99.منصوره- ز: اگرA با B ازدواج کنه،بچشون میشه AB؟(از نظر گروه خونی؟؟؟) 100.ستایش- ر:یکی تقاض منو از واله(دبیر عربی) بگیره.
نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم بهمن 1389ساعت 4:27 PM توسط یه عاشق دلخسته |
تابلوی رویاها سالها در پس یک پنجره لبخند ،دلم زندانیست سالها شهر پریشان ،طلب آبی چشمش دارد سالها عرصه قلبم شده جولانگه او سالها گشته قلم،دستم و جوهر،اشکم تا که بر تابلوی رویاهایم بکشد عکس قشنگی از او با همان چهره ی جان افروزش با همان غنچه،همان گیسویش با همان چشم که میکده بی روح است دست در دست هم و بی خود و مست. جامی از خون دل من لبریز که لب تشته ما را به کرم می بوسد و دگر هیچ، که از شعله عشقش همه تن می سوزد. قصه کوتاه که این چشمه جوشنده،دلم، می رود تا که قراری یابد و به دریای غمش غرق شود.
نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم بهمن 1389ساعت 2:59 PM توسط یه عاشق دلخسته |
|
درباره وبلاگ
![]() سلام دوستاي عزيزم .ممنون كه به وبم وارد شديد و تصميم نداريد بدون نظر دادن خارج شيد.قربون همه ي بازديدكننده هاي عزيزم .خيلي دوستون دارم
نويسندگان آرشيو موضوعات وبلاگ
لينك دوستان لينك هاي روزانه |